وبنا بر اين ترجمه اين است كه صبر اوّل لوازم يقين داشتن است يعنى با حوال مبدأ ومعاد ، زيرا كه هر كه يقين بعدل حق تعالى داشته باشد داند كه آنچه واقع شود بر أو خير أو در آن بوده يا تلافى آن بر وجه أحسن خواهد شد واين موجب صبر أو گردد .
1581
العلم يهدى إلى الحقّ .
دانش هدايت ميكند بسوى حق يعنى مىرساند يا راه مىنمايد .
1582
الأمانة تؤدّى إلى الصدق .
امانت مىكشاند اين كس را بسوى راست گوئى ، زيرا كه دروغ گفتن در حقيقت خيانت است پس هر كه خواهد كه امانت داشته باشد بايد كه بغير راست نگويد .
1583
العلم مصباح العقل وينبوع الفضل .
دانش چراغ خرد است وچشمهء افزونى وبلندى مرتبه .
1584
العلم قاتل الجهل ومكسب النّبل .
علم كشندهء جهل وكسب كنندهء نبل است يعنى نجابت يا تندى فطنت ، وممكن است كه « مكسب » بفتح ميم يا كسر آن خوانده شود يعنى محلّ كسب يا آلت آن .
1585
الجهل والبخل مساءة ومضرّة .
ناداني وبخيلى بدى وضرر است .
1586
الحسود والحقود لا تدوم لهما مسرّة .
صاحب رشك وصاحب كينه دائم نمىباشد از براي ايشان شادمانيى يعنى شادمانى ايشان امتدادى ندارد وزود زائل گردد زيرا كه حسود كم است كه نعمتي با كسى نبيند كه رشك برد بر أو واز آن راه غمناك نگردد وصاحب كينه هم كم است كه كينهء كسى نداشته باشد ودر پى انتقام نباشد واز آن راه مكذّ ؟ ؟ ؟ ر واندوهگين نگردد .