و آله - به مسلمانان فرمود : « بر برادر خود نماز بخوانيد » « 1 » .
راهب بصرى « 2 »
و خبر از بعثت پيامبر ( ص )
( 1 ) 158 - كاروانى از مكّه به بازار بصرى رفت و راهبى در آنجا بود . گفت : بپرسيد ببينيد در اين كاروان از اهل حرم كسى هست يا نه ؟
گفتند : بلى .
پرسيد : احمد بن عبد المطلب ظهور نكرده است ؟ چون او بايد در اين ماه ظهور كند ! و او آخرين پيامبر خداست و از مكّه خروج و به مدينه هجرت مىكند .
راوى مىگويد : وقتى كه به مكّه برگشتيم پرسيديم : تازه چه خبر است .
گفتند : خبر محمّد امين - صلّى اللَّه عليه و آله - است كه ادعاى پيامبرى مىكند « 3 » .
تحيّت پيامبر ( ص )
( 2 ) 159 - زيد بن سلام مىگويد : پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - قبل از بعثت در بطحاء بود . دو نفر كه لباس سفر به تن داشتند ، او را ديدند و گفتند : السّلام عليك .
حضرت در جوابشان فرمود : « عليكما السّلام » .
يكى به ديگرى گفت : «
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
» وقتى كه از مادر متولد شدم ، كسى را قبل از تو نديده بودم كه جواب سلام را بدهد .
و ديگرى گفت : من نيز تا حال نديده بودم كه كسى به ديگرى سلام دهد .
سواره به حضرت گفت : در شهر شما كسى هست كه اسمش احمد باشد ؟
حضرت فرمود : « در اين شهر جز من ، احمد نام و محمّد نامى نيست ! » .
پرسيد : تو اهل همين شهر هستى ؟
هامش
( 1 ) بحار : 15 / 216 ، حديث 31 .
( 2 ) « بصرى » شهرى در شام است ( مترجم ) .
( 3 ) بحار : 15 / 216 ، حديث 32 .