اعتراف اهل تسنن به ظهور امام زمان ( عج )
( 1 ) 55 - از عجائب اينكه مخالفين ما از پيامبر روايت مىكنند كه در بارهء عمّار خبر داد كه « گروه ظالمى او را مىكشند » .
و در بارهء امير المؤمنين - عليه السّلام - فرمود : « محاسنش از خون سرش رنگين مىشود » .
و در مورد امام حسين - عليه السّلام - فرمود : « با شمشير شهيد مىشود » .
و در بارهء امام حسن - عليه السّلام - فرمود : « به وسيلهء زهر به شهادت مىرسد » .
ولى آنچه را كه در بارهء قائم - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - و وقوع غيبت او با تعيين و تصريح نام او و نسبش خبر داده است را تصديق نمىكنند ! در حالى كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - در تمام اينها ( گفتار و كردار ) راستگو بوده است .
و از آن عجيبتر و شگفتآورتر اينكه : مخالفين ما نقل كردهاند : عيسى بن مريم از زمين كربلا گذشت ( عبور مىكرد ) ديد در آنجا چند آهو گرد آمدهاند و آهوها نزد عيسى بن مريم آمدند و شروع به گريستن كردند ، عيسى و حواريون هم نشستند ، سپس عيسى نيز گريست و حواريون نمىدانستند چرا او نشست و براى چه گريه كرد ، پس سؤال كردند يا روح اللَّه ! چرا گريه مىكنيد ؟
فرمود : آيا مىدانيد اين چه زمينى است ؟
گفتند : نه .
فرمود : اين زمينى است كه در آن نور ديدهء « احمد مرسل » و جگر گوشهء « فاطمهء زهرا ، بتول اطهر » كه شبيه مادر من است ، كشته مىشود و در همين جا مدفون مىگردد ، خاك اين بيابان از مشك خوشبوتر است ؛ زيرا تربت آن در تابناك شهيد است و تربت انبيا و اولاد انبيا نيز چنين هستند .
اين آهوان با من تكلم نمودند و گفتند كه ما به شوق تربت آن نازدانهء با بركت در اين بيابان چرا مىكنيم . سپس عيسى - عليه السّلام - دست به سرگينهاى آهوان زد و آن را بوييد و عرض كرد : پروردگارا ! اينها را آنقدر باقى بگذار تا اينكه پدر اين