تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
و پوست ميش بر دلهاى گرگها پوشانده شود ، در حالى كه دلهاى آنان از مردار بدبوتر و متعفن‌تر است و از صبر تلخ‌تر مىباشد . پس در آن موقع شتاب و تعجيل كنيد ( 2 بار ) بهترين مكانها و جاها در آن روز براى سكونت بيت المقدس است ، بر مردم زمانى بيايد كه هر كسى آرزو مىكند كه اى كاش يكى از ساكنان آنجا باشد « 1 » .

پرسش اصبغ بن نباته از دجّال و پاسخ على ( ع )

( 1 ) در اين هنگام اصبغ بن نباته برخاست و عرض كرد : اى امير المؤمنين ! « دجّال » كيست ؟ حضرت فرمود : [ دجّال ] صائد بن صائد ( صيد ) است . شقى و نگونبخت كسى است كه او را تصديق كند و سعادتمند كسى است كه او را تكذيب نمايد . از شهرى كه آن را « اصفهان » مىگويند و از روستايى كه معروف به « يهوديه » است خروج مىكند ، چشم راست ندارد و چشم ديگرش در پيشانى اوست و مانند ستارهء صبح مىدرخشد . چيزى در چشم اوست كه گويى آغشته به خون است . در بين دو چشم او ( پيشانى او ) كلمهء « كافر » نوشته شده كه هر باسواد و بىسوادى مىتواند آن را بخواند . داخل درياها مىشود و آفتاب با او در گردش است . پيش روى او كوهى از دود است و پشت سرش كوه سفيدى است كه مردم گمان مىكنند طعام ( گندم ) مىباشد . او در زمان قحطى شديدى خروج مىكند ، بر الاغى سفيد رنگ ( مايل به سبز و كبود ) سوار است كه هر گامش به اندازهء يك ميل راه است . و منزل به منزل زمين را طى مىكند و از هيچ آبى نمىگذرد مگر اينكه تا روز قيامت در زمين فرورفته و خشكيده مىشود . با صداى بلند به طورى كه جن و انس و شياطين از مشرق تا مغرب صداى او را مىشنوند ندا مىدهد كه : اى دوستان من ! به سوى من آييد ، منم
هامش
( 1 ) كمال الدين : 2 / 525 ، حديث 1 . بحار : 52 / 192 ، حديث 26 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 788 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى