صعصعة بن صوحان برخاسته و عرض كرد : اى امير المؤمنين ! چه زمانى دجّال خروج مىكند ؟ ( 1 ) حضرت فرمود : سؤالشونده ( در اين مورد ) از سئوالكننده داناتر نيست ( يعنى اين از اسرارى است كه فقط خدا مىداند ) ولى براى خروج او نشانهها و علاماتى است كه پشت سر هم يكى بعد از ديگرى به وقوع مىپيوندد و نشانههاى آن از اين قرار است : هنگامى كه مردم نماز را بميرانند و امانت را ضايع كنند و دروغ گفتن را حلال بشمارند و ربا بخورند و ساختمانها را بلند و محكم بسازند و دينشان را به دنيا بفروشند و موقعى كه سفيهان به كار گرفته شوند و با زنان مشورت شده و پيوند خويشان را پاره كنند و از هواهاى نفسانى تبعيت شود و ريختن خونها سبك و بىارزش شمرده شود و زمانى كه بردبارى و حلم در ميان آنان نشانهء ناتوانى به حساب آيد و ظلم و ستم ، فخر باشد . امراى فاجر و وزراى ظالم و سركردگان داناى خائن و قاريان قرآن فاسق باشند و شهادت به دروغ آشكار گردد و اعمال زشت و گفتار بهتانآميز و گناه و طغيان و تجاوز علنى شود ، قرآنها آراسته و زينت شود و مسجدها نقاشى و رنگآميزى و منارهها بلند گردد و اشرار مورد احترام و عنايت باشند و صفها در هم بسته شود و خواهشها مختلف باشد و پيمانها و عهدها شكسته شود و وعدهاى كه داده شده نزديك شود . زنها بخاطر حرص و ميل شايانى كه به امور دنيا دارند ، در امر تجارت با شوهران خود شركت جويند ، صداهاى فاسقان بلند گردد و كلامشان مورد توجه قرار گيرد ( موسيقىها و آهنگهاى مبتذل ) و رذلترين و بدترين هر قوم ، بزرگ آنان شوند و از شخص فاجر ، بخاطر ايمنى از شرش تقيّه شود و دروغگو تصديق شود و خائن امين گردد و زنان نوازنده و خواننده آلات طرب و موسيقى به دست گرفته نوازندگى كنند و مردم پيشينيان خود را لعنت نمايند . زنها بر زينها سوار شوند و مردان شبيه زنان و زنان شباهت به مردان پيدا كنند . و شاهد ( در محكمه ) بدون اينكه از او درخواست شود ، شهادت دهد و ديگرى بخاطر حفظ احترام ( يا بخاطر دوست خود ) بر خلاف حق گواهى دهد و فقاهت را براى غير دين بياموزند و كار دنيا را بر آخرت ترجيح دهند .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 787
مساهمون: قطب الدين الراوندي
ص٧٨٧