از او پرسيدم : من كيستم و به كجا بيايم ؟ پاسخ داد : تو على بن محمّد فرستادهء جعفر بن ابراهيم يمانى هستى ، به منزل بيا . اين در حالى بود كه هيچ يك از ياران من نمىدانستند كه من فرستادهء جعفر مىباشم . پس برخاسته و به منزل او رفتم و از او اجازه خواستم كه از درون خانه زيارت كنم و او هم اجازه فرمود « 1 » .
شفا يافتن ابى حليس توسط امام ( عج )
( 1 ) 49 - سعد گويد : ابو القاسم بن ابى حليس براى ما گفت : در سامرّا مبتلا به بيمارى شديدى شدم كه مشرف به مرگ بودم در حالى كه گردنم به يك طرف افتاده بود و آمادهء مرگ بودم . حضرت برايم ظرفى كه در آن بنفسجين ( مخلوط بنفشه و انگبين ) بود فرستاد و به خوردن آن امر شدم ، هنوز از خوردن آن فارغ نشده بودم كه شفا يافته و خوب شدم « 2 » .
اذن زيارت امام حسن عسكرى ( ع )
( 2 ) 50 - جعفر بن عمرو روايت كرده است كه : در زمان حيات امام حسن عسكرى - عليه السّلام - به سامرّا رفتم و گروهى نيز همراه من بودند [ كه با هم به سامرّا آمديم ] . همراهانم نامهاى نوشتند و در آن با ذكر نام تمام افراد ، اجازه خواستند تا از داخل منزل ، زيارت كنند .
من به آنان گفتم : اسم مرا ننويسيد ؛ چون من اجازه نمىخواهم ، پس اسم مرا ننوشتند . پس توقيعى ( نوشتهاى ) بيرون آمد كه : « شما و كسى كه ابا كرد از اينكه اجازه بگيرد ، داخل شويد » « 3 » .
هامش
( 1 ) كافى : 2 / 519 ، حديث 12 . ارشاد مفيد : ص 398 . بحار : 51 / 329 ، ذيل حديث 53 .
( 2 ) بحار : 51 / 331 ، ضمن حديث 56 .
( 3 ) كمال الدين : 2 / 498 ، حديث 21 . بحار : 51 / 334 ، حديث 58 .