اخراج بتها از مسجد الحرام
( 1 ) 120 - امام صادق - عليه السّلام - مىفرمايد : در مسجد الحرام 360 بت وجود داشت ، در سال فتح مكه ، پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - يك مشت شن برداشت و به طرف آنها پرتاب كرد و آيهء :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 1 » را خواند ، تمام بتها به رو افتادند . حضرت دستور داد تمام بتها را از مسجد خارج كردند و شكستند .
و هنگامى كه وقت نماز ظهر رسيد ، به بلال فرمان داد تا بالاى كعبه رفته و اذان بگويد :
عكرمه گفت : دوست ندارم صداى پسر رباح « 2 » را در بام كعبه بشنوم .
عتاب بن اسيد گفت : شكر كه پدرم زنده نيست و اين را نديد .
ابو سفيان گفت : من چيزى نمىگويم ؛ چون مىترسم اين ديوارها به محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - خبر دهند .
پيامبر آنها را طلبيد . وقتى آمدند ، عتاب توبه كرد و گفت : به خدا قسم يا رسول اللَّه ! ما اينها را گفتيم . او مسلمان شد و پيامبر او را والى مكه نمود « 3 » .
بعض وقايع جنگ تبوك
( 2 ) 121 - در جنگ تبوك تشنگى ، مردم را تحت فشار قرار داد ، گفتند : يا رسول اللَّه ! دعا كن خدا ما را سيراب كند . حضرت دعا كرد و باران باريد و در صحرا ، سيل جارى شد . قبيلهاى در آنجا سكونت داشت لذا مردم گفتند : بنو ذراع « 4 » و بنو فلان ، بر ما باران فرستاد ! پيامبر فرمود : « آيا آنها را نمىبينيد ؟ » .
خالد گفت : اجازه مىدهيد گردنشان را بزنم ؟
هامش
( 1 ) سورهء اسراء ، آيهء 81 .
( 2 ) رباح ؛ پدر بلال بود .
( 3 ) بحار : 21 / 118 ، حديث 16 .
( 4 ) بنو ذراع اسم ستاره است .