فاطمه گفت : بلى ، خدا تو را جزاى نيك دهد .
بعد از اينكه حضرت خارج شد ، قبر را آماده كردند . از آن حضرت علت اين كارها را پرسيدند : فرمود : روزى اين آيهء قرآن كريم را خواندم كه
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
« 1 » .
فاطمه بنت اسد از من پرسيد : يا رسول اللَّه ! چگونه تنها محشور مىشوند ؟ گفتم :
عريان ، گفت : واى از ديدن نامحرم ! از خدا خواستم كه او را عريان نكند .
سپس از نكير و منكر سؤال كرد ، به او گفتم كه آنها چگونه مىآيند .
گفت : پناه بر خدا از آنها . از خدا خواستم كه آن دو را به او نشان ندهد و قبرش را فراخ نمايد و او را در كفنهايش محشور كند « 2 » .
پيامبر ( ص ) و دعوت خويشان
( 1 ) 117 - ابن كوّاء به على - عليه السّلام - گفت : براى چه از ميان فرزندان عبد المطلب ، تو وصى پيامبر شدهاى ؟
على - عليه السّلام - فرمود : مىخواهى تو را خبر دهم . هنگامى كه آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 3 » نازل شد ، من و رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - چهل مرد را دعوت كرديم و پيامبر به من دستور داد ران گوسفندى را پختم . و يك صاع نيز نان آماده كردم و آوردم . آن حضرت ، نزد هر ده نفر ، قسمتى از آن غذا را گذاشت ، همه خوردند و سير شدند اما غذا همان گونه ماند . بعد ، ابو لهب گفت : او شما را سحر كرد . آنگاه همه متفرق شدند .
بار دوّم آنها را دعوت كرد و فرمود : « هر يك از شما دعوتم را قبول كند برادر و وصى و وارث من است . و به همهء آنها اسلام را عرضه كرد ولى هيچ يك از آنها
هامش
( 1 ) يعنى : و محققا شما يكايك ( براى حساب ) به سوى ما باز آييد ، بدان گونه كه اوّل بار شما را آفريديم . ( سورهء انعام ، آيهء 94 ) .
( 2 ) بحار : 6 / 232 ، حديث 44 .
( 3 ) سورهء شعراء ، آيهء 214 .