تمجيد پيامبر ( ص ) از خالد بن سنان عبسى
( 1 ) امام صادق - عليه السّلام - فرمود : رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - نشسته بود كه زنى آمد تا اينكه كنار آن حضرت رسيد ، پيامبر اكرم به او فرمود : آفرين به دختر پيامبرى كه قومش او را ضايع كردند ، او برادرم « خالد بن سنان عبسى » بود .
سپس فرمود : « خالد » قومش را دعوت كرد ولى آنان دعوت او را نپذيرفتند و هر روز آتشى از جايى خارج مىشد و هر چه اطرافش از حيوانات و گياهان و مزارع بود مىسوزانيد . « خالد » به قومش گفت : اگر اين آتش را از شما برگردانم به من ايمان مىآوريد و دعوتم را اجابت مىكنيد و تصديقم مىنماييد ؟
گفتند : آرى . پس هنگام خروج آتش با دستش جلو آن را گرفت تا اينكه آن را داخل غارى نمود و خودش هم داخل شد ، مدتى در آنجا ماند و مردم نگاه مىكردند و گفتند : حتما آتش او را سوزاند ، ولى او از غار بيرون آمد و گفت : آيا اكنون دعوتم را اجابت مىكنيد و به من ايمان مىآوريد ؟
گفتند : آتشى بود خارج شد و در وقت خويش داخل شد . پس باز دعوت او را نپذيرفتند .
پس به آنان گفت : من در روز فلان خواهم مرد ، وقتى كه مردم مرا دفن كنيد و سه روز مرا به حال خود رها كنيد ، سپس قبرم را نبش كنيد و از من بپرسيد كه از هر چه تا روز قيامت واقع مىشود خبر مىدهم .
وقتى كه آن وقت فرا رسيد ، خالد وفات كرد و يكى از آنان گفت : در حال زنده بودن ، او را تصديق نكرديم ، در حال مرگ تصديقش كنيم ! پس رهايش كردند « 1 » .
او پيامبرى بود ميان رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - و عيسى - عليه السّلام - و جز او پيامبرى در ميان آن دو نبود . و قبلا روايات زيادى ذكر كرديم كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به على - عليه السّلام - فرمود : وقتى كه از دنيا رفتم مرا غسل بده
هامش
( 1 ) اصول كافى : 8 / 342 حديث 540 .