تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
قضيه معروف و كسى آن را رد نكرده است « 1 » .

شفاى دردمندان توسط ائمهء اطهار ( ع )

( 1 ) عيسى - عليه السّلام - وقتى كه به هفت يا هشت سالگى رسيد به مردم مىگفت كه چه مىخورده‌اند و چه چيزى را در خانه‌هاى خويش ذخيره كرده‌اند . و ائمهء اطهار - عليهم السّلام - نيز از نيازها و نيت‌هايى كه مردم در قلوب‌شان داشتند ، خبر مىدادند . و از آنچه در خانه‌هاى خود انجام مىدادند و از آنچه كه در نهان به آن توافق مىكردند و از حالات باطنى آنان خبر مىدادند ، قبلا ذكر اين گذشت . عيسى - عليه السّلام - مردى را به سوى روم فرستاد و او هر كس را مداوا مىكرد سالم مىشد . پس پسرى را بر او وارد كردند كه حدقهء چشمش فرو رفته بود و هيچ چيز را نمىديد ، پس دو تكه گل برداشت و در چشمان او گذاشت و دعا كرد كه ناگهان چشم او خوب شد و همه چيز را رؤيت مىنمود ، پادشاه روم او را در بهترين منزلها جا داد و پزشك پادشاه شد و همه به جهت او ايمان آوردند . ائمهء اطهار - عليهم السّلام - هم دستانشان را بر صورت نابينا مىگذاشتند و مىكشيدند ، پس بينا مىشدند . بلكه اكنون هم برخى از نابينايان بر ضريحهاى مقدّس آنان وارد مىشوند و توسط آنان از خداوند شفاى خود را طلب مىنمايند و بينائى خود را به دست مىآورند .

حكايت فرستادگان حضرت مسيح ( ع )

( 2 ) حضرت مسيح مرد ديگرى را گسيل داشت و به او تعليم داد دعايى را كه با آن مرده زنده مىشد ، آن مرد رفت و وارد روم شد و گفت : من از طبيب پادشاه ، دانشمندتر هستم ، پادشاه سخن او را شنيد و گفت : او را بكشيد ، ولى طبيب به پادشاه گفت : اين كار را نكن بلكه او را بياور اگر ديدى كه خطا كرده آن وقت او
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد : 359 .