پسرش به جاى او حكمرانى مىكرد . در حالى كه آدم - عليه السّلام - همهء اينها را به شيث وصيت كرده بود . و به او آمدن نوح پيامبر و غرق شدن مردم در طوفان او را نيز بشارت داده بود . و بعد از پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - نيز چنين شد ، اوّلى ( ابو بكر ) به ناحق بر على - عليه السّلام - مستولى شد و خلافت را به ظاهر در دست گرفت و سپس آن را به رفيقش واگذار نمود و بعد از او سوّمى آنان خلافت را گرفت كه ياوهگويى بيش نبود . و به دنبال آنان خلافت به على - عليه السّلام - كه حقّش بود برگشت . و بعد از مولا على تاريكى بر روى تاريكى بود تا برسد به امام مهدى آل محمّد - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - كه زمين را از وجود دشمنان دين پاك خواهد كرد .
از امام باقر - عليه السّلام - روايت شده است فرمود : خداوند سبحان به آدم - عليه السّلام - وحى كرد : من تو را مىميرانم پس به شيث وصيت نما كه او عطا و بخشش من است و دوست مىدارم كه زمين از دانشمندى كه حكم مرا مىراند خالى نباشد ، لذا او را حجت خود در زمين قرار مىدهم . آنگاه آدم - عليه السّلام - فرزندانش را جمع كرد و گفت : خداى من به من فرمود كه به عطا و بخشش خدا وصيت كنم و خدا او را بعد از من براى شما اختيار نموده ، پس گوش به فرمان او و از او اطاعت كنيد . آنان گفتند : گوش به فرمان و فرمانبردار او خواهيم بود « 1 » . و پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - نيز در بارهء على - عليه السّلام - روز غدير ، اين چنين سفارش فرمود .
( 1 )
مقايسهء حكايت امام زمان ( عج ) با حكايت حضرت ادريس ( ع )
( 2 ) امّا ادريس پيامبر - عليه السّلام - از شهر و آبادى خود رانده شد ، مردم آنجا كار بيهوده انجام مىدادند . و ادريس آنان را از اينكه به دعاى او خداوند سبحان باران رحمت را از آنان قطع خواهد كرد ، با خبر ساخته بود ، آنگاه به درون غارى پناه برد
هامش
( 1 ) اثبات الهداه : 1 / 259 ، حديث 249 . بحار : 11 / 265 ، حديث 14 .