دهم و نگهبان آنچه نزد من به وديعه گذاشته است باشى . و اين وصيتنامه زير سر من است ، وقتى كه من فوت كردم تو آن را بردار و در آن زبده و برگزيدهء علم و اسم اكبر خداوند و هر چه از امر دينت كه به آن احتياج پيدا مىكنى وجود دارد . آن صحيفهاى است كه با آدم - عليه السّلام - از بهشت فرود آمد . و وقتى كه آدم - عليه السّلام - وفات نمود پسرش شيث آن را بر كمرش بست . آن وقت حضرت جبرئيل - عليه السّلام - به او خطاب كرد : چه كسى چون توست اى شيث كه خداى متعال تو را به امرى با عظمت مخصوص گردانيد و سرور كرامتش را به تو عطا فرمود و لباس عافيتش را به تو پوشانيد . و حضرت شيث - عليه السّلام - بعد از وفات پدرش ، همهء اسما و تمامى زبانهاى ملائكه را مىدانست و اين معجزهء او بود .
( 1 ) و همچنين حضرت على بن ابى طالب - عليه السّلام - بعد از پيامبر ، همهء زبانها را مىدانست و امام حسن - عليه السّلام - نيز بعد از پدرش چنين بود و امام حسين - عليه السّلام - هم بعد از امام حسن - عليه السّلام - تمامى زبانهاى جن و انس و فرشتگان و زبان پرندگان و صداى همهء حيوانات را مىدانست . و همچنين امام سجّاد - عليه السّلام - و بقيّهء امامان معصوم - عليهم السّلام - به چيزى جاهل نبودند . و اين خود معجزهاى شگفتانگيز براى آنان است .
و حضرت شيث به كمك جبرئيل پدرش را غسل داد و على - عليه السّلام - نيز رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - را غسل داد و در حالى كه جبرئيل او را كمك مىكرد . و وقتى كه آدم - عليه السّلام - به خاك سپرده شد ، قابيل از پشت كوهى كه از ترس پدرش به آنجا گريخته بود ، فرود آمد و به « شيث » گفت : اگر چيزى از وصيت پدرت به زبان بياورى همانطور كه برادرت را كشتم تو را نيز خواهم كشت .
لذا جريان امور و حكمرانى در ظاهر به دست قابيل بود « 1 » و شيث معالم دين را تثبيت و حفظ مىكرد تا اينكه خداى متعال قابيل را از بين برد و بعد از قدرت او كارها به پسرش موكول شد و شيث با او مدارا مىكرد . و بعد از هلاكت او نيز
هامش
( 1 ) بحار : 11 / 262 ، حديث 11 .