عصايش به دريا زد و آن را شكافت و اين نشانهاى از خداوند بود ، پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - زمانى كه از مدينه به طرف خيبر خارج شد ، به درّهاى پر از آب رسيد كه اندازهء آن از قامت چهارده نفر بيشتر بود ، در حالى كه دشمن پشت سرشان بود ، آن وقت مردم گفتند : آنان به ما مىرسند ؟ حضرت فرمود : نه ، هرگز . سپس حضرت دعا كرد ، آنگاه اسبها و شترها از روى آب عبور كردند ، بدون آنكه سم اسبها و پاهاى شترها تر شود . و اين جريان تكرار شد زمانى كه عمرو بن معدى كرب با لشكريان اسلام از دريايى در مدائن عبور كردند .
( 1 ) و اگر موسى - عليه السّلام - از طرف خداوند بر فرعون عذابهاى رنگارنگ و مختلف مثل ملخ و شپش و قورباغه و خون فرستاد « 1 » ، پيامبر ما - صلّى اللَّه عليه و آله - بر مشركان دود فرستاد و آن را خداوند در قرآن كريم آورده است : « روزى را كه آسمان دودى آشكار ببارد » « 2 » و بلاهايى كه خداوند بر فرعونها در روز بدر نازل كرد و مجازاتهاى مختلفى كه در يك روز ( يا روز احد ) بر مسخرهكنندگان از كفار فرستاد كه تفصيل آن گذشت « 3 » .
و اما سخن گفتن خداوند با حضرت موسى - عليه السّلام - بر روى كوه طور بود ، ولى پيامبر ما - صلّى اللَّه عليه و آله - : « آنگاه نزديك شد پس فرود آمد تا اندازهء پهناى دو كمان يا نزديكتر شد » « 4 » ، و آنگاه خداوند متعال در آنجا بر بالاى آسمانها با او صحبت كرد . و امّا غذاهاى آسمانى و ابر و روشن شدن مردم به نورى كه از دستان موسى مىدرخشيد ، پس به پيامبر ما بالاتر از آن عطا شده است ، براى او غنيمتها حلال شد در حالى كه براى هيچ كسى ( پيامبرى ) قبل از او حلال نشده بود . و وقتى كه در جنگى اطراف دريا به يارانش گرسنگى فشار آورد ، ناگاه دريا براى آنان نهنگى را پرتاب نمود تا پانزده روز از آن استفاده مىكردند و پى و روغن آن را آوردند ، با اينكه جمعيتشان هم زياد بود . و حضرت بارها از غذاى كم ، نفرات
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 133 .
( 2 ) سورهء دخان ، آيهء 10 .
( 3 ) الخرائج و الجرائح : 63 ، حديث 309 .
( 4 ) سورهء نجم ، آيهء 8 و 9 .