كوههاى اطراف مكّه است - جاى زانوهاى پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - آن هنگام كه در نمازش آسوده بود ، سنگ براى او نرم شد تا اينكه اثر زانوهايش در آن آشكار شد ، همانطور كه جاى پاهاى حضرت ابراهيم در « مقام » باقى ماند . و در بيت المقدس ، سنگى زير دست پيامبر ما - صلّى اللَّه عليه و آله - به حدى نرم شد كه مانند خمير گرديد و مردم تا به حال آن را با دستهايشان لمس مىكنند .
( 1 ) و امام رضا - عليه السّلام - كه از فرزندان پيامبر است ، در خراسان دعا كرد و خداوند سبحان براى او كوهى كه از آن ديگ و چيزهاى ديگر را مىسازند را نرم كرد « 1 » . و وقتى حضرت رضا - عليه السّلام - در آنجا به آب نياز پيدا كرد ، دستش را روى زمين كشيد و چشمهاى براى او پديد آمد كه هر دوى آنها معروف و باقى است و مردم از آنها استفاده مىكنند .
و آثار جانشين پيامبر ما - صلّى اللَّه عليه و آله - ( حضرت على - عليه السّلام - ) بقدرى زياد است كه نمىتوان آنها را بر شمرد . از جملهء اين آثار : « چاه آبادان » است كه دوست و دشمن نقل مىكنند كه هر كس كنار آن چاه بگويد « بحقّ على » آب از ته چاه فوران كرده به سر چاه مىرسد و با نامى غير از او و به حقّ هيچ كس ديگر آب نمىجوشد .
و ديوارهاى دور شهر حلب كه از سخترين سنگها بود ، وقتى حضرت على - عليه السّلام - با شمشيرش به آن زد ، اثر آن از بالا تا پايين زمين تاكنون آشكار است . و وقتى امير المؤمنين على - عليه السّلام - به سوى صفين حركت كرد - در حالى كه بين او و دمشق ، صد فرسخ يا بيشتر فاصله بود - در بيابانى فرود آمد و در آنجا نماز مىخواند ، وقتى از نماز فارغ شد و سرش را از سجدهء شكر بلند كرد ، فرمود : صداى بوق و شيپورى كه براى خروج سپاهيان معاويه از دمشق مىكوبند را مىشنوم .
تاريخ آن زمان را ثبت كردند و بعد معلوم شد همانطور بوده است كه حضرت فرموده و در آنجا مشهدى به نام « مشهد البوق » ساختند .
هامش
( 1 ) اين كوه در مشهد به « كوه سنگى » مشهور است .