پسرش سوخت و عرض كرد : « پروردگارا ! همانا پسرم از خاندان من است » « 1 » ؛ يعنى خويشاوندى سبب دلسوزى او گرديد ، ولى رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - وقتى كه خداوند سبحان او را امر به جنگ كرد ، شمشير انتقامش را به روى خويشاوندانش كشيد ، و شفقت و مهربانى خويشاوندى ، او را تحريك نكرد و زمانى كه از نيامدن باران نزد او شكايت كردند ، به آنان احسان نمود و بر ايشان دعا كرد تا هفت روز براى آنان باران نازل شد به حدى كه از حضرت تقاضا كردند تا كمتر ببارد و جريان آن را قبلا متذكرشدهايم « 2 » .
( 1 ) و اگر خداوند متعال در بارهء حضرت نوح فرمود : « همانا او بندهء بسيار شاكرى بود » « 3 » در مورد پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « نسبت به مؤمنين بسيار رئوف و مهربان است » « 4 » ، « و ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت بر عالميان باشى » « 5 » .
و اگر خداوند سبحان حضرت ابراهيم - عليه السّلام - را به « دوستى » و صميميّت خود مخصوص گردانيد و آن را موجب فضيلت و برترى او قرار داد و فرمود :
« خداوند ، ابراهيم را به مقام دوستى خود برگزيد » « 6 » ، خداوند متعال محبت و دوستى را براى محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - جمع كرده است در آنجا كه حضرت فرمود : ولى صاحب شما دوست و حبيب خداست و در قرآن آمده است : « از من تبعيت و پيروى كنيد تا خداوند شما را دوست بدارد » « 7 » .
عبد اللَّه بن ابى الحمساء مىگويد : قبل از بعثت ، بين من و محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - داد و ستدى بود ، مقدارى طلبكار شدم به او گفتم : همين جا باش و من بر مىگردم . آن روز و روز بعد ، فراموش كردم كه برگردم . پس در روز سوّم نزد او آمدم و ديدم كه او همان جا منتظر من است . براى او جريان را گفتم ( كه فراموش
هامش
( 1 ) سورهء هود ، آيهء 45 .
( 2 ) الخرائج و الجرائح : 1 / 58 ، حديث 99 .
( 3 ) سورهء اسراء ، آيهء 3 .
( 4 ) سورهء توبه ، آيهء 128 .
( 5 ) سورهء انبياء ، آيهء 107 .
( 6 ) سورهء نساء ، آيهء 125 .
( 7 ) سورهء آل عمران ، آيهء 31 .