سلام نمودن حضرت آدم و نوح بر پيامبر ( ص )
( 1 ) 25 - صفار به اسنادش از عطيه بزارى نقل مىكند كه رسول خدا كعبه را طواف مىكرد و وقتى كه به « ركن يمانى » رسيد ، حضرت آدم در مقابل آن ركن ، به او سلام كرد و هنگامى كه به « حجر الاسود » رسيد ، حضرت نوح - كه مردى بلند قامت بود - مقابل آن حضرت ايستاده بود ، به آن حضرت سلام نمود « 1 » .
ملاقات على ( ع ) با وصى موسى ( ع )
( 2 ) 26 - عبايهء اسدى مىگويد : خدمت على - عليه السّلام - رسيدم در حالى كه نزد او مردى خوش هيئت بود كه با حضرت سخن مىگفت . وقتى كه آن مرد برخاست و رفت ، پرسيدم : اى امير مؤمنان ! اين چه كسى بود كه شما را از ما باز داشته بود و من او را نشناختم ؟
فرمود : اين « يوشع بن نون ؛ وصى موسى بن عمران » بود « 2 » .
( 3 ) 27 - امام صادق - عليه السّلام - فرمود : وقتى كه على - عليه السّلام - از فرات مىگذشت و قصد صفين را داشت ، كوه شكافته شد و مردى با چهرهاى سفيد خارج شد . . . و او « يوشع » بود . اين خبر در معجزات على - عليه السّلام - گذشت « 3 » .
فضيلت شيعه
( 4 ) 28 - ابو بصير مىگويد : به امام صادق - عليه السّلام - گفتم : ما چه فضيلتى بر مخالفان خود داريم ؟ ! در حالى كه من افرادى از آنان را مىبينم كه همّتشان بالاست و زندگى خود را بهتر نموده و حالشان را نيكو كرده و در بهشت طمع مىورزند .
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 6 / 231 ، حديث 40 و 42 .
( 2 ) بحار الانوار : 6 / 231 ، حديث 43 .
( 3 ) بحار الانوار : 6 / 238 ، حديث 58 .