جعفر بن محمّد عليهما السّلام را ملاقات كنى ، بيا .
آن مرد گفت : راست گفتى همهء اينها را كه ذكر نمودى و توصيف كردى واقع شده است « 1 » .
آگاه بودن ائمه ( ع ) از زمان شهادت خويش
( 1 ) 58 - ابو بصير روايت مىكند كه از امام صادق - عليه السّلام - شنيدم كه گفت :
پدرم به سختى مريض شد تا اينكه بر او ترسيدم و يكى از يارانش بر بالينش آمد و گريست ، حضرت به او نگاه كرد و فرمود : من با اين مرض نمىميرم .
گويد : حضرت خوب شد و سالها عمر كرد ، ولى زمانى كه ظاهرا سالم بود و هيچ ترسى از ناحيهء او نمىرفت ، فرمود : اى فرزندم ! من در فلان روز خواهم مرد و در همان روز هم وفات يافت « 2 » .
بازگشت به سوى خداوند
( 2 ) 59 - ابن مسافر از ابو جعفر دوّم - عليه السّلام - روايت مىكند كه آن حضرت در عصر همان شبى كه رحلت كرد ، فرمود : من امشب خواهم مرد . بعد فرمود : ما گروهى هستيم كه وقتى خداوند به ماندن يكى از ما در دنيا راضى نشود ، به سوى او منتقل مىشويم « 3 » .
خبر دادن امام سجّاد ( ع ) به زمان شهادت خود
( 3 ) 60 - امام باقر - عليه السّلام - مىفرمايد : در شبى كه پدر بزرگوارش امام سجّاد - عليه السّلام - وفات كرد ، براى آن حضرت نوشيدنى آوردند و گفتند : بنوش ، فرمود :
اين همان شبى است كه به من وعده دادهاند در آن از دنيا مىروم . و در همان شب
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 47 / 120 ، حديث 167 .
( 2 ) بحار الانوار : 46 / 256 ، حديث 56 .
( 3 ) بحار الانوار : 50 / 2 ، حديث 4 .