حرفهاى قبيح به من مىشنواند . در زبان نبطى لقبش « بوزينهء ده » بود .
سالى حج بجا آوردم و به ملاقات امام صادق - عليه السّلام - رسيدم و سلام كردم از حالم پرسيد ؟ سپس ابتدائا به من فرمود : « بوزينهء ده مرد » . گفتم : كى ؟ فرمود :
همين ساعت . رفتم و همان روز و ساعت را نوشتم ، وقتى كه به كوفه رسيدم ، برادرم به ملاقاتم آمد از او در بارهء كسانى كه در آبادى ما مردهاند پرسيدم ؟ گفت : « بوزينهء ده » مرد . گفتم : كى ؟ گفت : روز فلان و ساعت فلان ، يعنى همان وقتى كه مولايم امام صادق - عليه السّلام - فرموده بود « 1 » .
پيش بينى صحيح امام سجاد ( ع )
( 1 ) 40 - عمران بن على حلبى مىگويد : شنيدم كه امام صادق - عليه السّلام - فرمود : وقتى امام زين العابدين - عليه السّلام - را با اهل بيت پيامبر نزد يزيد - لعنة اللَّه عليه - آوردند ، آنان را در خرابهاى كه ديوارهايش سست بود قرار دادند .
يكى از آنها گفت : ما را در اين خرابه قرار دادند تا بر سر ما خراب شود .
يكى از نگهبانان اين را شنيد و به زبان قبطى گفت : اينها را بنگريد مىترسند كه ديوار بر سر آنها خراب شود و اين بهتر است از آنكه فردا بيرون بياورند و يكى بعد از ديگرى گردنشان را بزنند . امام سجاد - عليه السّلام - فرمود : به اذن خدا هيچ يك از اين دو نمىشود . و همين طور هم شد « 2 » .
خط رومى بر ديوار خرابهء شام
( 2 ) 41 - داود بن فرقد روايت مىكند كه : نزد امام صادق - عليه السّلام - از شهادت امام حسين - عليه السّلام - و برده شدن فرزندش به شام سخن به ميان آمد .
امام صادق - عليه السّلام - فرمود : وقتى كه امام سجّاد - عليه السّلام - به زندان
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 47 / 81 ، حديث 71 .
( 2 ) بحار الأنوار : 46 / 70 ، حديث 47 .