تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
او را ديده بودند پرسيديم ، گفتند : او جوان علوى است كه هر سال از مدينه پياده به حجّ مىآيد « 1 » .

درمان بيمارى ناعلاج توسط امام ( عج )

( 1 ) 7 - محمّد بن يوسف شاشى مىگويد : زخمى از نشيمنگاه من درآمد و آن را به تمام پزشكان نشان دادم و پول زيادى براى آن خرج نمودم ولى همه گفتند : دواى آن را نمىدانيم . پس نامه‌اى نوشتم و به زنى كه به خانهء آن حضرت رفت و آمد داشت ، دادم و از حضرت دعا خواستم . پاسخ آمد كه : « خدا به تو لباس عافيت بپوشاند و تو را در دنيا و آخرت با ما قرار دهد » پس يك جمعه نگذشت كه عافيت پيدا كردم و خوب شدم « 2 » .

استفاده از نام مستعار جهت تقيّه

( 2 ) 8 - همچنين محمّد بن يوسف شاشى مىگويد : وقتى كه از عراق برگشتم ، مردى در مرو به نام محمّد بن حصين با ما بود و مالى را براى « غريم » « 3 » جمع كرده بود . از من در بارهء « غريم » پرسيد . من هم آنچه كه از نشانه‌ها و علامات از او ديده بودم ، به او گفتم . گفت : نزد من براى غريم مقدارى مال است ، تو چه مىگويى ؟ گفتم : آنها را به « حاجز » « 4 » بده . پرسيد : آيا بالاتر از حاجز هم كسى هست ؟
هامش
( 1 ) اصول كافى : 1 / 332 ، حديث 15 . ( 2 ) بحار الانوار : 51 / 519 ، حديث 11 . ( 3 ) شيخ مفيد در كتاب ارشاد ، صفحه 400 مىگويد : اين اسم خطاب به امام - عليه السّلام - و در ميان شيعه رمز بود جهت تقيّه . ( 4 ) او « حاجز بن يزيد » است كه در ربيع الشيعه از وكلاى امام زمان - عليه السّلام - شمرده شده است .