تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
مؤمنان بوى آن را در شرق و غرب عالم استشمام مىكنند . سپس فرمود : هر پيامبرى ، علمى يا چيز ديگرى را به ارث ببرد ، سرانجام به محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - منتهى مىشود « 1 » .

حكمت عطسه نمودن

( 1 ) 5 - ابراهيم كرخى مىگويد : « نسيم » ؛ خادم امام حسن عسكرى - عليه السّلام - به من گفت : ده روز بعد از تولد امام زمان - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - بر آن حضرت وارد شدم و عطسه كردم ، حضرت فرمود : « يرحمك اللَّه » پس من ترسيدم . حضرت فرمود : مىخواهى بگويم در عطسه چيست ؟ گفتم : بلى . فرمود : آن ، امان از مرگ است تا سه روز « 2 » .

حجّ امام زمان ( عج )

( 2 ) 6 - ابو احمد از يكى از برادرانش كه اهل مدائن بود نقل مىكند كه : روزگارى با رفيقم به حجّ رفته بودم ، جوانى را ديدم كه ازار و ردايى داشت و آنها را به 150 دينار قيمت كرديم و به پايش نعلين زردى بود كه هيچ غبارى در آن وجود نداشت و نه اثر سفرى . گدايى از او چيزى خواست ، از زمين چيزى برداشت و به او داد . سائل زياد از او سؤال كرد . جوان برخاست و رفت و از چشم ما ناپديد شد . ما به آن سائل نزديك شديم و گفتيم : به تو چه داد ؟ سنگريزه‌اى از طلا را به ما نشان داد ، قيمت كرديم ، بيست دينار بود . به رفيقم گفتم : مولاى ما با ماست و ما او را نمىشناسيم ؟ پس با هم برويم و او را جستجو كنيم . تمام موقف را گشتيم ولى او را نيافتيم و برگشتيم و از كسانى كه آنجا بودند و
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 52 / 327 ، حديث 45 . ( 2 ) وسائل الشيعه : 18 / 461 ، حديث 1 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 502 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى