گفت : بچّههايم آنجا هستند ، خواستم بر گردن آنها منّتى گذاشته باشم .
حضرت فرمود : « راست مىگويد » .
توضيح : در اينجا چند تا معجزه است : 1 - خبر دادن حضرت از نامه 2 - خبر دادن از اينكه قاصد نامه در كجاست 3 - تصديق گفتار حاطب . همه چيز همانطور بود كه حضرت خبر داده بود « 1 » .
وائل بن حجر در جستجوى دين حق
( 1 ) 75 - وائل بن حجر مىگويد : خبر ظهور محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - به ما رسيد و من در ملك بزرگى زندگى مىكردم . تمام آنها را ترك كرده و در جستجوى خدا و پيامبرش به مدينه آمدم . وقتى كه به مدينه رسيدم . اصحاب پيامبر به من گفتند :
سه روز پيش ، پيامبر آمدن تو را خبر داده و گفته است : وائل بن حجر از مكانى دور مىآيد . وقتى بر او وارد شدم مرا نزديك خود خواند . ردايش را بر زمين انداخت و من روى آن نشستم . سپس بالاى منبر رفت و فرمود : « اين وائل بن حجر ، بازماندهء سلاطين است و بخاطر اسلام آمده است . خدايا ! به وائل و فرزندان و ذريّهاش ، بركت بده » « 2 » .
تقسيم كار در جنگهاى پيامبر ( ص )
( 2 ) 76 ابو سعيد خدرى مىگويد : در جنگها ، گروههاى ده نفرى يا نه نفرى تشكيل مىداديم و كارها را ميان خود تقسيم مىكرديم ؛ عدهاى غذا مىپختند ، عدهاى ديگر چارپايان را آب و علف مىدادند و عدهاى نيز كارهاى آنها را انجام مىدادند . و كسانى هم پيش پيامبر مىرفتند . در گروه ما يك نفر ، كار سه نفر را انجام مىداد يعنى : هم هيزم جمع مىكرد ، هم چهارپايان را آب مىداد و هم غذا
هامش
( 1 ) بحار : 18 / 110 ، حديث 14 .
( 2 ) بحار : 18 / 108 ، حديث 7 .