تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
روى فاطمه - سلام اللَّه عليها - خنديدند . حوريان بهشت ، بخاطر ولادت او بشارت دادند و اهل آسمان نيز همديگر را به ولادت فاطمه بشارت و مژده مىدادند و از آن زمان به بعد ، نور درخشنده‌اى در آسمان پديد آمد كه قبل از آن ، ملائكه اصلا آن را نديده بودند . آن زنان گفتند : اى خديجه ! بگير اين فرزند پاك ، مبارك ، پاكيزه ، بايمن و بركت را ، خداوند به او و نسل او بركت دهد . خديجه با شادى تمام او را گرفت و فاطمه - سلام اللَّه عليها - پستان مادرش را مكيد و در هر روز به اندازهء يك ماه بچه‌هاى ديگر و هر ماه به اندازهء يك سال بچه‌هاى ديگر ، رشد مىكرد . امام صادق - عليه السّلام - مىفرمايد : فاطمه - سلام اللَّه عليها - 75 روز بعد از پدرش ، زنده ماند و بخاطر رحلت پدرش ، غم و اندوه شديدى بر او وارد شد . ( در اين مدت ) جبرئيل بر او نازل مىشد و نفس او را پاكيزه مىگرداند و از مكان ( و حالات ) پيامبر به او خبر مىداد . و همچنين او را از سرنوشت ذريّه‌اش آگاه مىنمود . و على - عليه السّلام - هم اينها را مىنوشت « 1 » .

طعام با بركت

( 1 ) 2 - جابر بن عبد اللَّه مىگويد : چند روز گذشت و پيامبر اكرم چيزى براى خوردن نيافت تا اينكه اين مسأله براى او بسيار پر مشقّت شد . پس به خانهء زنان خود رفت و در آنجا هم چيزى نيافت . سپس به خانهء فاطمه - سلام اللَّه عليها - آمد و گفت : دخترم ! آيا نزد تو غذايى يافت مىشود ؟ من گرسنه هستم . فاطمه - سلام اللَّه عليها - گفت : نه ، به خدا سوگند ! جانم و مادرم به فدايت ! وقتى رسول خدا از نزد فاطمه خارج گرديد ، كنيزى با دو قرص نان جو و مقدارى گوشت ، نزد فاطمه - سلام اللَّه عليها - ارسال گرديد . فاطمه - سلام اللَّه عليها - آن را
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 16 / 20 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 388 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى