سوسمار گفت : كسى را كه عرش او در آسمانهاست و سلطنت او در زمين و درياها جارى است و در بهشت ، رحمت و در آتش جهنم ، عذاب دارد .
پيامبر فرمود : « من كيستم اى سوسمار ؟ » .
سوسمار گفت : تو فرستادهء پروردگار عالميان و خاتم پيامبران هستى . رستگار است كسى كه تو را تصديق كند و زيانكار است كسى كه تو را تكذيب نمايد .
اعرابى خطاب به پيامبر گفت : « وقتى پيش تو آمدم مبغوضترين شخص نزد من بودى ولى الآن محبوبترين فرد هستى » .
آنگاه اسلام آورد و به يگانگى خدا و رسالت پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - گواهى داد و پيش قبيله خود « بنى سليم » برگشت و قضيه را به آنها گفت و هزار نفر از آنها مسلمان شدند « 1 » .
خريدن عبا
( 1 ) 41 - انس مىگويد : با پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - به بازار رفتيم تا عبايى براى آن حضرت بخريم و ده درهم با خود برده بوديم . در راه كنيزى را ديديم كه گريه مىكند . علت گريهاش را پرسيديم ، گفت : در شلوغى بازار ، دو درهم گم كردم و الآن جرات نمىكنم به خانه برگردم .
حضرت فرمود : « دو درهم به او بده » من دو درهم به كنيز دادم . از بازار عبايى را به ده درهم خريديم . بعد نگاه كردم ديدم همهء ده درهم باقى است « 2 » .
داستان سفينه ؛ غلام رسول خدا ( ص )
( 2 ) 42 - وقتى كه « معاذ بن جبل » در يمن از طرف پيامبر ، عهدهدار منصب قضاوت بود ، نامهاى را توسط شخصى به نام سفينه براى او فرستاد . سفينه ، هنگامى كه راهى يمن شد در راه به شيرى كه وسط جادّه نشسته بود رسيد و از ترس نتوانست
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 406 ، حديث 30 .
( 2 ) بحار : 18 / 29 ، حديث 13 .