اوّل شب با آنها بود ، سپس به شام رفت و از بيت المقدس به سدرة المنتهى رفت و در همان شب برگشت . و مشركين اين خبر را قبول نكردند و گفتند چه دليلى دارى ! فرمود : « كاروانى در حال آمدن است و جلو آن شترى با اين اوصاف در حركت است » « 1 » .
پناه بردن پيامبر ( ص ) به غار
( 1 ) 5 - اين روايت مشهور است كه پيامبر از مكّه به طرف مدينه خارج شد و به غارى در نزديكى مكّه پناهنده شد . هميشه چوپانها به اين غار مىآمدند ولى در آن سه روز ، هيچ كس به آنجا نيامده بود و قريش آن حضرت را تعقيب كردند ؛ امّا خداوند متعال به وسيلهء تار عنكبوتى ، جلو آنها را گرفت و آنان نوميد و دست خالى برگشتند در حالى كه پيامبر در مقابل « 2 » چشم آنها بود .
ميهمانان ام معبد
( 2 ) 6 - آن حضرت و همراهان ، در راه مدينه گذرشان به زنى كه نام او « ام معبد » بود و قبيلهاش براى او احترام قائل بودند ، افتاد . زن خيلى ناراحت شد كه چيزى غير از يك بز كه آن هم شيرش خشك شده ، ندارد . حضرت دستش را به پستان آن بز كشيد ، ناگهان پستان حيوان ، پر شير شد . دوشيدند و همه سير شدند . و مقدار زيادى از آن شير ، براى آن خانواده باقى ماند . و بخاطر اين مسأله ، همهء اهل آن خانواده اسلام آوردند « 3 » .
ميزبان پيامبر ( ص )
( 3 ) 7 - پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - از كنار زنى عبور مىكرد . آن زن نسبت به
هامش
( 1 ) كافى : 8 / 262 ، حديث 376 .
( 2 ) بحار : 18 / 73 ، حريث 27 .
( 3 ) بحار : 18 / 26 ، حديث 5 .