تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مردم رو كرد و فرمود : « به آسانى وارد قلعه شويد » « 1 » .

ميوهء بهشتى

( 1 ) 200 - عايشه روايت مىكند : پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - على - عليه السّلام - را دنبال كارى فرستاد هنگامى كه على - عليه السّلام - برگشت ، حضرت در خانهء من بود . وقتى كه على - عليه السّلام - از در منزل وارد شد . پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله - برخاست و در وسط اتاق با او معانقه كرد و ابرى بين من و آنها جدايى انداخت و من آن دو را نديدم . وقتى كه ابر بر طرف شد ديدم در دست پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - خوشه انگورى است كه آن را تناول مىكند و قسمتى از آن را نيز به على - عليه السّلام - مىدهد . گفتم : يا رسول اللَّه ! مىخوريد و به على - عليه السّلام - هم اطعام مىكنى ولى به من نمىدهيد ؟ حضرت فرمود : اين از ميوه‌هاى بهشت است و فقط پيامبر و وصى او حق دارند در دنيا از آن بخورند « 2 » .

جنگ موته

( 2 ) 201 - هنگامى كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - سپاهى را به سوى موته روانه كرد و فرماندهى آنها را به زيد بن حارثه سپرد و پرچم را به او داد و فرمود : « اگر زيد كشته شد ، جعفر را به فرماندهى برگزينيد . و اگر او نيز كشته شد ، عبد اللَّه بن رواحه را سر كردهء خود نماييد » . وقتى كه رفتند ، يك نفر يهودى در آنجا حاضر بود ، گفت : اگر براستى اين مرد پيامبر باشد ، اين سه نفر كشته خواهند شد . پرسيدند : چرا ؟ گفت چون پيامبران
هامش
( 1 ) بحار : 21 / 30 ، حديث 32 . ( 2 ) بحار : 17 / 360 ، حديث 16 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 140 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى