5219 - داود بن سرحان از امام صادق عليه السّلام نقل كرده در بارهء مرديكه متاعى را بسر خويش حمل ميكرد ، بانسانى برخورد كرد و او بمرد يا جايى از بدن او صدمه ديد و شكست ، فرمود : او در امان است .
شرح : « سند تا بداود صحيح است و داود خود ثقه است ، و كافى و تهذيب خبر را بسند ضعيف نقل كردهاند و در آن دو » فهو ضامن « بجاى » فهو مأمون « ضبط شده است ، و منافاتى ندارد زيرا » فهو مأمون « يعنى او قصاص ندارد ، و از قصاص در امان است ، و حكم آن پرداخت ديه است ، و » فهو ضامن « نيز همين معنى را داراست ، يعنى قصاص ندارد و تنها ضامن ديهء مقتول است » .
5220 - على بن أبى حمزه گويد : بأبي الحسن موسى امام هفتم عليه السّلام عرضكردم : قربانت گردم : شخصى كسى را از روى عمد يا به خطا كشته است ، و مقتول بمردم مديون است و مالى از آنها بعهدهء اوست ، و اولياء او قصد دارند خون او را به قاتل ببخشند ( در صورت عمد قصاص ننموده ، و در صورت خطا نيز ديه نستانند ) حكم چيست ؟ فرمود : اگر خون او را به قاتل ببخشند ضامن ديه يا دين او هستند ، عرضكردم : اگر او را بخواهند بكشند چه ؟ فرمود : اگر عمدا مرتكب قتل شده قاتل كشته مىشود ، و دين مقتول را امام مسلمين از سهم غارمين ( بدهكاران ) كه در زكات دارند ادا مينمايد ، عرضكردم : در صورتى كه قتل عمدى باشد و اولياء مقتول بگرفتن ديه صلح كرده باشند ، دين بر عهدهء كيست ؟ آيا بر عهدهء اولياء اوست كه از ديه بپردازند ، يا
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 483
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨٣