برداشته شده ، و چنانچه تكرار كند سر انگشتان او را مىبرند تا حدّى كه خون جارى شود و اگر بار سوّم دزدى كرد و او نه سال داشت انگشتانش را قطع مىكنند ، و حدّى از حدود الهى را تعطيل نبايد كرد .
شرح : « مشهور ميان علماى پس از شيخ طوسى آنست كه مطلقا دست كودك نابالغ را بدزدى نميبرند ، و شهيد ثانى - رحمه الله - فرموده است اين گونه روايات با وضوح سند و فراوانى آن مختلف است در دلالت و همى سزد كه حمل شود بر تأديب كودك سارق و به اختيار امام و قاضى نه بعنوان تعيين حدّ ، امّا شيخ بمضمون همين روايت با اندكى تفاوت فتوا داده و در نهايه گويد : « بر كودك قطع نباشد اگر چه نقب كند و قفل بشكند اگر كودك بود عفوش كنند يك بار ، و اگر تكرار كند ادبش كنند ، بار سوّم انگشتانش بسايند تا اينكه خون جارى شود ، اگر بار چهارم دزدى كند سر انگشتهاى او را ببرند و اگر بار پنجم دزدى كرد انگشتانش را مىبرند » .
5106 - و مردى بنزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و اقرار كرد كه دزدى كرده است ، حضرت از وى پرسيد آيا چيزى از قرآن ميتوانى بخوانى گفت : آرى سورهء بقره را از حفظ ميخوانم ، فرمود : تو را به آن سوره بخشيدم ، اشعث بن قيس پرسيد : آيا حدّى از حدود الهى را معطَّل ميگذارى ؟ فرمود : تو چه ميدانى كه اين چه باشد ، هر گاه بيّنه قائم شود كه او دزدى كرده يعنى بشهادت شاهدان جرم ثابت شود امام حق بخشش ندارد ولى اگر خود اقرار كند ، اين وابسته به نظر امام است اگر بخواهد مىبخشد و اگر نخواهد
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٠١