صلوات الله عليه است كه در كوفه مردى را نزد امير المؤمنين عليه السّلام آوردند كه كبوترى دزديده بود و دست او را نبريد ، و فرمود : در دزدى پرندگان قطع نمىكنم .
5101 - و سعد بن طريف ( قاضى سنّى ) از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام در كلاهخودى آهنين و در سپرى كه وزن آن سى و هشت رطل بود دست را قطع كرد .
شرح : « رطل كمتر از نيم كيلوگرم است » .
5102 - و عبيد الله حلبى گويد : در بارهء مرديكه نزد شخصى آمده گفت : مرا دوستت فلانى فرستاده و گفته است كه فلان چيز و فلان مال را به من بدهى تا براى او ببرم مرد او را تصديق كرده آنچه خواسته بود بوى تسليم كرد ، بعد مرد آن دوست را ديد و گفت : فرستاده ات آمد و آنچه خواسته بودى برايت فرستادم آن مرد گفت : من كسى را نزد تو نفرستادم و كسى براى من چيزى نياورده است ، در حالى كه فرستاده مدّعى بود كه فرستادهء اوست و نيز مال را به او تحويل داده است ، امام صادق عليه السّلام فرمود : اگر آن شخص دليلى دارد كه او را نفرستاده است دست فرستاده را مىبرند ، و اگر دليلى ندارد بايد سوگند خورد به خدا كه او را نفرستاده است و آن دهندهء مال هر چه داده است از آن واسطه ميستاند . عرضكردم اگر واسطه گويد : بدبختى و نياز مرا
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٩٩