فرمود : باز گرد و دو ماه متوالى روزه بگير ، مرد گفت توان روزه گفتن ندارم ، حضرت فرمود : برو و شصت بينوا را طعام ده مرد گفت : ندارم ، پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : من از جانب تو تصدّق مىدهم و مقدارى خرما به او داد كه به شصت مسكين برساند و فرمود : اين را بستان و مساكين را اطعام كن ، مرد گفت : سوگند به آن كس كه تو را بحقّ فرستاد در ميان مشرق و مغرب مدينه از خود و عيالم محتاجتر سراغ ندارم ، فرمود : برو و خود بخور و خانواده ات را از آن اطعام كن .
مؤلَّف اين كتاب - رحمه الله - گويد : اين حديث در مسألهء ظهار غريب و نادر است زيرا مشهور در اين معنى در كفّارهء كسى است كه روزى از ماه رمضان را افطار كرده است .
4838 - و در روايت حسن بن على بن فضّال است كه مردى گويد : به امام ابى الحسن عليه السّلام عرض كردم به زوجهام گفتم اگر از در حجره بيرون شوى بر من مانند پشت مادرم حرام گردى و او از حجره بيرون شد ، ؟ فرمود : چيزى بر عهدهء تو نيست ، عرض كردم من ميتوانم كفّاره بدهم ؟ فرمود : چيزى بر تو واجب نيست عرضكردم من توانائى آن دارم كه يك بنده يا دو بنده آزاد كنم ، فرمود : چيزى بر عهدهء تو
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٣٢