چنانچه او را طلاق دهد يا خود از دنيا برود پس از تمام شدن عدّه چه عدّه طلاق و چه فوت آن زن بر شوهر اوّل ازدواجش بلا مانع خواهد بود ، و شوهر اوّل ميتواند از نو با او ازدواج كند و شوهر دوّم قهرا محلَّل واقع شده است ، و بايد دانست كه محلَّل عنوان مستقلَّى نيست كه انسان به اختيار خويش خود را محلَّل قرار دهد ، زيرا بايد به قصد ازدواج دائمى و هميشگى با وى پيمان زناشوئى بندد ، و بعدا چنانچه پيش آمدى كرد يا از نظر اخلاق همساز نبودند و مرد ناچار بطلاق شد ، يا اينكه عمرش بسر آمد و از دنيا رفت قهرا و خودبخود محلَّل واقع شده است ، نه آنكه در حين عقد ازدواج شرط لفظى يا ضمنى بطلاق شود ، يا مرد خود قاصد آن باشد ، و زن نيز چون مرد اين نيّت را دارد حاضر شود با وى ازدواج كند و الَّا نه ، و اين امر مسلَّم است كه عقد تابع قصد است كه « العقود تابعة للقصود » پس با داشتن قصد طلاق در حين عقد ازدواج نيّت دوام ممكن نيست و اجتماع نقيضين است و محال خواهد بود ، و چون ازدواج دائم محقّق نگردد تحليل حاصل نشده ، و زن با مرد اوّل ازدواجش جايز نيست ، و اين معنى هر چند مخالف دارد لكن حقّ است و تذكَّرش ضرورى است . و الحقّ أحقّ أن يتّبع » .
4761 - عبيد الله حلبى گويد : از امام صادق راجع به آيهء * ( وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا ) * ( زنانتان كه قصد زندگى با آنان را نداريد معطَّل نگاه نداريد تا در حقّشان ناروائى كنيد ) بقره : 231 . فرمود : مراد آنست كه مرد زوجه اش را طلاق ميدهد و صبر مىكند هنگامى كه نزديك تمام شدن عدّهء اوست رجوع مىكند سپس طلاق ميدهد و اين كار را سه بار تكرار مىكند ، پس خداوند عزّ و جلّ از چنين عملى بفرستادن اين آيه نهى فرموده است .
4762 - حسن بن زياد گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : سزاوار نيست
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٨٨