به سوى غربت از اين دشت با صد ناله و شيون * به همراه اسيران چون دراى « 1 » كاروان رفتم
به ياد تو « كمال » از سوز دل پيوسته مىگويد * ز كويت اى برادر با دو چشم خونفشان رفتم « * »
هامش
( 1 ) - دراى كاروان : زنگ قافله .
* گلشن كمال ، با مقدمهء دكتر محمد جعفر ياحقى ، ادارهء كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان ، 1372 ه . ش ، ص 185 .