اتكالّم در همه عالم بر اوست * مر مرا خاك در او آبروست
نى مرا اوتاد « 3 » را ، ابدال « 4 » را * نى مرا ، جبريل را ، ميكال را
نى مرا شاهان هفت اقليم را * صاحبان افسر و ديهيم را
مدحت او چون توان تقرير كرد ؟ * وحى بتواند بشر تفسير كرد ؟
نور وى مصباح بينش آمده * آفتاب آفرينش آمده
درّة البيضاى « 5 » درياى وجود * بلكه خود درياى علم و فيض و جود
الغرض مستغنى از مدح من است * مدح او چون مدح صبح روشن است
هفت كوكب از جمالش خوشهچين * هشت جنّت راست بانوى مهين
خود بهشت اندر جوار كوى اوست * نهر كوثر رشحهاى « 6 » از خوى اوست
لطف او را سايه ناپيداستى * در عبارت سدره و طوبى استى
اوست دين و مذهب و ايمان من * روشن است از پرتو او جان من
غير درگاهش مرا نبود پناه * هر چه دارم دارم از اين بارگاه
عاصيان را اى كه باب رحمتى * بر من از رحمت ولىّ نعمتى
آنچه از دستم برآيد اى بتول * باشد اين خدمت گر افتد در قبول
آورم بر آستانت مور وش * اين مقامات حسينى « 7 » پيشكش
تحفهاى بهتر ازين نبود مرا * كاورم بر آن در دولتسرا
هشت جنّت را تو بانو بودهاى * از ازل بانوى مينو « 8 » بودهاى
بر جهانى هم تويى فرمانروا * دردمندان را تو مىبخشى دوا « * »
هامش
* مقامات الابرار ، حضرت آية اللّه آيتى بيرجندى ، چاپ اول ، تهران ، 1337 هجرى شمسى ، ص 436 .
( 3 ) - اوتاد : ( جمع وتد ) در اصل به معنى ميخها - در اصطلاح به پيشوايان طريقت و صالحان قوم گفته مىشود .
( 4 ) - ابدال : ( جمع بدل و بديل ) : مردان خدا - صالحان و نيكان كه تعداد آنان را هفت يا هفتاد دانستهاند كه هر كدام از آنان بميرد جانشينش را خداوند برمىگزيند و يا برمىانگيزد كه جاى او را بگيرد .
( 5 ) - درّة البيضاء : مرواريد درشت سپيد و نورانى .
( 6 ) - رشحه : تراوش .
( 7 ) - مقامات حسينى : منظور همين مثنوى ( مقامات الابرار ) است كه شامل مقتل كاملى از واقعهء جانگداز كربلاست و ابيات مسطور از آن جا گرفته شده است .
( 8 ) - مينو : بهشت .