تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
گر سر به يك اشارهء ابرو طلب كند * سر دادن و در ابروى خود خم نداشتن
معشوق اگر دو ديده پر از خون پسنددش * عاشق بجز سرشك دمادم نداشتن
گر كام تلخ و لخت جگر خواهد اركنى * در كاسه ، جاى شهد بجز سم نداشتن
در راه او اگر همه بارد خدنگ كين * شرط ره است ديدهء بر هم نداشتن
زان سان كه خورد ، سودهء الماس مجتبى * در هم نكرد روى خود اهلًا و مرحبا « 3 »
از خواب جست تشنه لب آن سبط مستطاب * بر كوزه برد لب كه بر آتش فشاند آب
آبى كه داشت سودهء الماس در كشيد * چون جعد جُعده رفت همان دم به پيچ و تاب
بر بستر اوفتاد و كشيد آه دردناك * بيدار كرد زينب و كلثوم را ز خواب
زينب شنيد و شاه جگر تشنه را بخواند * آمد حسين و ديد به يك بار و شد ز تاب
گفت : اى برادر اين چه عطش وين چه آب بود * كز آتشش تو سوخته جانى و ما كباب
مىخواست تا بنوشد از آن آب آتشين * سازد بناى عالم ايجاد را خراب
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 39 | احمد احمدى بيرجندى