با من هواى عربده دارند هر زمان * هم صحبتان كه هيچ ندادند ساغرم
دلبر ز روى كينه به من همچو مدّعى * ياران به فكر ناز به من همچو دلبرم
قاصد ز وصل يار اگر باشدش خبر * با من چنان بگو كه نداند برادرم
بيمار عشقم و به من خسته نگذرد * روزى كه گويم اندكى امروز بهترم
اى آسمان كه آگهم از كار تو مرا * گر سر نهى به پاى ، تو را دوست نشمرم
گر چرخ دون نداد زر و زيورم چه غم ؟ * دارم چو مهر آل پيمبر ، توانگرم
دويم امام حق ، حسن بن على مهى * كز مهر او پر است دل مهرپرورم
آن كوكبى كه گفت جهان را به نور حق * روشن كنم كه نور دو چشم پيمبرم
سويم كنيد رو كه منم كعبهء مراد * وز من طلب كنيد هدايت كه رهبرم
در آن كتب كه مژده و نعت نبى و آل * نامم شُبير آمده و شَبَّر « 1 » برادرم
خالى كنيم تا همه عالم ز اهل كفر * در من كنند روى كه فرزند حيدرم
هامش
( 1 ) - شبر و شبّير : در تورات نام امام حسن ( ع ) شبّر است كه شبّر در زبان عبرى معادل حسن است و شبّير : معادل حسين ( ع ) و شبّر و شبير عبرى است و نام فرزندان حضرت هارون ( ع ) برادر حضرت موسى ( ع ) .