هماى شيرازى ( ت 1212 ه )
6 در منقبت حضرت مجتبى سبط اكبر ( ع )
آن را كه ولايت « 1 » حسن نيست * طاعات قبول ذوالمنن « 2 » نيست
از بعد على قباى لولاك « 3 » * جز در خور قامت حسن نيست
آن را كه محبّت تو اى شاه * چون پاك روان به ملك تن نيست
در حيرتم آن كه اين چنين كس * چون مرغ چرا به بابزن « 4 » نيست
خاك ره هندو « 5 » ى تو باشد * مشكى كه به خطّهء ختن نيست
چون بازوى تو به كَسْر اصنام « 6 » * نيروى خليل بتشكن نيست
چون است كه دشمن تو اى شاه * بر گردنش از قضا رسن نيست
بىنور تو عرش مستقّر نه * بىراى تو عقل مؤتمن « 7 » نيست
اى شاه قرين يك غلامت * صد همچو اويس در قرن نيست
جز مهر تو مايهء جنان نه * جز مدح تو زينت سخن نيست
بىخاتم مهر تو فرشته * جز جان بليس « 8 » اهرمن نيست
من بندهء دودمان اويم * حقّا كه درين سخن ، سخن نيست
بىمهر على و آل پاكش * آسوده « هما » روان به تن نيست « * »
هامش
* ديوان هماى شيرازى ( شكرستان ) ، به كوشش احمد كرمى ، تهران 1363 ه . ش ، ص 58 .