كسى كه خصم به امر ولايتش كند اقرار * چراغ راه هدايت وصىّ احمد مختار
مغيث امّت و مفتاح كنز و عالم اسرار * چشيد شهد شهادت سپرد ره سوى دلدار
سرور سينهء زهرا جواد آل محمد ( ص )
كسى كه هست فلك بندهء علوّ مقامش * مهى كه زيور مهر و مه است پرتو نامش
فغان كه همسر غدّار شوم زشت مرامش * به جاى شهد محبت شرنگ ريخت به كامش
شهيد كينهء اعدا جواد آل محمد ( ص )
دريغ و درد كه در مطلع بهار جوانى * نهال عمر وى افسرد از سموم خزانى
به سوگ آن گهر بحر علم و كنز معانى * نشسته عالم و مردانىاش به مرثيهخوانى
كه ديده بست ز دنيا جواد آل محمد ( ص ) « * * »
هامش
* * فروغ ايمان ، مجموعهء اشعار ، محمد على مردانى ، مؤسسهء امير كبير ، تهران ، 1367 ه . ش ، ص 429 .