تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
شدند مات فقيه و حكيم و عالم اعلم * به عجز خويشتن اقرار كرد زادهء اكثم
چو كرد لب به سخن وا جواد آل محمد ( ص )
پس از ثناى خداوندگار قادر بيچون * امير ملك سخن با كلام دلكش موزون
نمود مجلسيان را تمام واله و مفتون * گشود لب به مديحش در آن مناظره مأمون
كه هست بر همه مولا جواد آل محمد ( ص )
نمود امر كه آرند عود و نافه و عنبر * نثار كرد به پايش طبق‌طبق زر و گوهر
به چشم زخم حسودان سپند ريخت به مجمر * كه يادگار على پا نهد به عرشهء منبر
كند به مسند حق جا جواد آل محمد ( ص )
نمود جلوه چو نور خدا به چشم خلايق * نشان باطل شد محو از طلوع حقايق
فكند لرزه به جان عدو چو اختر بارق * به لوح شب خط بطلان زد از سپيدهء صادق
بسان مهر دل‌آرا جواد آل محمد ( ص )
خليفه خواند سپاس و درود حى صمد را * ستود غنچهء باغ نبى ولىّ احد را
نكاح كرد به ابن الرضا صبيّه خود را * گواه خواست همه عالمان اهل بلد را
كه هست مظهر يكتا جواد آل محمد ( ص )
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 271 | احمد احمدى بيرجندى