از خم وحدت كه لبريز محبّت بود و عشق * از خمى كاندر هوايش در خم افلاطون « 3 » بود
از خم ميناى عشق حسن ليلاى ازل « 4 » * كز صبوحش عقل تا شام ابد مجنون بود
بادهء گلگون اگر خواهى برون از چند و چون * از خم عشق ولىّ حضرت بيچون بود
پادشاه كشور ايجاد ابو جعفر جواد * آن كه در عين حدوثش با قدم مقرون « 5 » بود
مصحف آيات و عنوان حروف عاليات « 6 » * غاية الغايات كاوصافش ز حد بيرون بود
گنج هستى را طلسم و با جهان چون جان و جسم * مخزن درّ ثمين و لؤلؤ مكنون بود
فالق صبح ازل « 7 » مصباح نور لم يزل * كز تجلّيهاى او اشراق گوناگون بود
طور سيناى تجلّى مطلع نور جلّى * كز فروغش پور عمران واله و مفتون بود
شد خليل از شعلهء روى مهش آتش به جان * فلك « 8 » عمر نوح از سوداى او مشحون بود
گر ذبيح « 9 » اندر رهش صد بار قربانى شود * در مناى عشق او از جان و دل ممنون بود
چشم يعقوب از فراق روى او بىنور شد * يوسف اندر سجن شوق كوى او مسجون « 10 » بود
هامش
( 3 ) - خم افلاطون : . . . نوشتهاند كه چون افلاطون به سنّ پيرى رسيد در خم بزرگ بنشست .
شاگردان به موجب وصيّت او سر خم محكم بسته در غار كوهى نهادند ( غياث اللغات )
ديوژن يا ديوجانس نيز در خمى مىنشست تا خود را از گرما و سرما حفظ كند . عدم دلبستگى به خودى و جهان مادّى و علاقه و پيوند به حضرت حق تعالى منظور نظر شاعر است .
( 4 ) - منظور تجلّى ذات حق تعالى است از صبح ازل - اول بدون اول - تا شام ابد - آخر بدون آخر . كه صاحبان معرفت حق را عاشق شيدا ساختهاست .
( 5 ) - مقرون : قرين و نزديك . انوار طيّبه محمد ( ص ) و آل محمد ( ص ) قبل از همه چيز و مقدّم بر همه كس خلق شده است .
( 6 ) - امام در حقيقت با قرآن كريم و كلمات و حروف عاليهء مصحف شريف مقترن است و مقصود از آفرينش مىباشد .
( 7 ) - فالق صبح ازل : امام عليه السلام شكافنده صبح ازل خلقت و چراغ نور الهى است .
( 8 ) - فلك : كشتى ، فلك مشحون : كشتى پر كرده شده و انباشته ( از تعبيرات قرآنى است در آيهء 41 سورهء يس ) .
( 9 ) - ذبيح : منظور حضرت اسمعيل ( ع ) فرزند حضرت ابراهيم ( ع ) است كه بنا بود در راه خداوند قربانى شود و به امر و مصلحت خداوند گوسفندى از بهشت به جاى وى قربانى شد .
( 10 ) - مسجون : زندانى .