گرت ز آل پيمبر شفاعت است اميد * چه پويى از پى قسّيس در كنيسهء روم « 8 »
شراب دوستى آل ، نوش تا نوشى * از آن شراب كه با غاليه بود مختوم
همه هموم و غموم است دورى از در آل * بدين در آى و بر آساى از هموم و غموم « 9 »
« سروش » عمر به غفلت گذاشتى و گناه * به جان خويش ستمگر ، به نفس خويش ظلوم
كنون سزد كه به عمر گذشته نوحه كنى * بدان صفت كه عرب نوحه بر طلول و رسوم « 10 »
سپر همى كن از اين قصيدهء غرّا * چو مالكان سقر بر تو آورند هجوم « 11 » « * »
هامش
( 8 ) - قسيّس در كنيسهء روم : شاعر مىگويد اگر از آل رسول ( ص ) اميد شفاعت دارى چرا به دنبال كشيش مسيحى در كليساى روم در پويش و تلاش مىباشى ؟
( 9 ) - هموم و غموم : همها و غمها - اندهان و غصّهها .
( 10 ) - طلول و رسوم : طلول ( جمع طلل ) آثار بازمانده از سراى و خانهء ويران . - رسوم :
( جمع رسم ) يعنى نشانهها و اثرهايى از سرايهايى خراب شده .
( 11 ) - هنگامى مالكان دوزخ بر تو حمله مىآورند - اين قصيدهء غرّاء و درخشان و فصيح و بليغ را كه در مديحهء امام ( ع ) سرودهاى ؛ سپر قرار بده و خود را در پناه آن نگهدار .
* ديوان سروش اصفهانى ، به اهتمام محمد جعفر محجوب ، ج 1 ، انتشارات امير كبير ، 1339 هجرى شمسى ، ص 469 .