تا آفتاب نور فشاند به روزگار * تا روزگار جز به شتابش قرار نيست
مهرت دل حبيب تو را نورپاش باد * خصم تو بىقرار چنان كش وقار نيست
خاك ره تو ديدهء « فيّاض » را جلا * تا از فلك بر آينهاش جز غبار نيست « * »
هامش
* ديوان فيّاض لاهيجى ( ملا عبد الرزّاق ) به كوشش دكتر امير بانوى كريمى ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1372 هجرى شمسى ، ص 56 ( با حذف پارهاى ابيات و رعايت اختصار ) .