نى همين در شام و كوفه بلكه اندر كوى عشق * هر كجا پا مىگذارى جاى پاى زينب است
كودكى زان كاروان افتاد از محمل به خاك * شب كنار بسترش زهرا به جاى زينب است
خطبهء او افتخار ملّت اسلام شد * بانگ الاسلام يعلوا « 3 » در نداى زينب است
پرچماش سرهاى هفتاد و دو تن بر نيزههاست * اى دريغا در كف دشمن لواى زينب است
چون توانايى به ترك جان نبودش سر شكست * قتلگاه كوچك محمل مناى زينب است
اى « مؤيد » ما كجا و مدح آن شرم آفرين * آل عصمت را سخن در اعتلاى زينب است « * »
شير زن كربلا
زينب اى جلوهء آيات خدا * سر و پا نور عنايات خدا
زينب اى محيى « 4 » آيين رسول * حامى حكم حق و دين رسول
زينب اى زينت سامان على * ناز پروردهء دامان على
زينب اى آينهء روى حسن * مظهر صبر حسن خوى حسن
زينب اى خواهر ممتاز حسين * همدم و همره و همراز حسين
زينب اى نابغه در فضل و كمال * صبر را برده به سر حد كمال
صبر از صبر تو بيتاب شده * آتش از سوز غمت آب شده
زينب ، اى امّ ابيها « 5 » مامت * شده خوش زين ابيها « 6 » نامت
هامش
* گلهاى اشك ، سيد رضا مؤيد ، انتشارات علىزاده ، مشهد ، 1370 ه . ش ، ص 104 .
( 3 ) - اشاره است به حديث معروف : الاسلام يعلو و لا يعلى عليه « اسلام برترى دارد و هيچ دين و آيينى را بر آن برترى نيست . »
( 4 ) - محيى : احياء كننده ، زنده كننده .
( 5 ) - امّ ابيها : مادر پدرش - اين لقب را - گفتهاند - پيامبر ( ص ) به دختر بزرگوارش فاطمه زهرا ( س ) داده بود .
( 6 ) - زينب ( زين + اب ) : زينب را برخى مركّب از ( زين زينت ) و اب ( پدر ) مىدانند .