زهى شرف كه بود دخت احمد مرسل * زهى جلال كه شد مظهر خداى ودود
محيط عصمت و عفّت شفيعهى محشر * سپهر رفعت و شوكت حبيبهى معبود
اشارتى ز صفايش صفاى خُلد برين * كنايتى ز قيامش قيامت موعود
اگر اراده كند ز امر ايزد يكتا * به يك اشاره نمايد دوصد جهان موجود
ز دخترى به جهان اين همه صفات نكو * كسى نديده جز از دُخت احمد محمود
بود كلام خدا از كلام او ظاهر * بود صفات خدا از صفات او مشهود
غرض ز خلقت اشياست ذات او منظور * جهان چو قلزم و او هست گوهر مقصود
تمام چشم شفاعت به سوى او دارند * خليل و نوح و كليم و مسيح و آدم و هود
هواى جنّت و كوثر كجا به سر دارد * جبين به خاك رهش هر كه از دل و جان سود
محبّ او بود ايمن چو نوح از توفان * خليل او بود آسوده ز آتش نمرود
به رُتبهاش بود اين بس كه خواجهء « لولاك » * هماره « امّ ابيها » به شأن او فرمود
به ذات او نبرد پى كسى كه از غفلت * اسير دام هوا هست و پاى بند قيود
كسى كه شد مُتمسّك به ذيل مرحمتش * بدون شبهه كه از خوف روز حشر آسود
چگونه مدحتش آرم كه همچو ذات احد * زده است خيمه برون ذاتش از جهات و حدود
ز بحر طبع گهربار « قدسى طوسى » * به مدح و منقبت و وصفش اين چكامه سرود
1326 ه . ش