تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
باز طاوس بهارى شد خرامان در چمن * تا دل صاحبدلان را غارت و يغما كند
صبحدم ابر بهاران بر درخت ارغوان * شاخهء ياقوت را پر لؤلؤ لالا كند
بر فراز كوهساران بين كه از اعجاز ابر * پرنيان سبز در بر صَخرهء صَمّا « 1 » كند
چون شود مهتاب پيدا ماه چون خوبان زنار * گه گشايد روى و گاهى چهره ناپيدا كند
بوسه‌ها بلبل ستاند بامدادان در چمن * پرده چون باد صبا از چهرهء گل واكند
بيد مجنون سر فرود آورده در دامان گل * تا چو مجنون عشقبازى با رخ ليلى كند
طبع دارد ميل گلزارى كه بوى گلشنش * نامه را بخشد طراوت ، خامه را شيوا كند
وه چه بستانى كه پوشد ديده از حور و بهشت * هر كه در گلزار « زهرا » مأمن و مأوى كند
بويى از گلهاى آن بستان اگر آرد نسيم * زنده هردم مردگان را چون دَم عيسى كند
بر فلك بنگر كه همچون روشنان آسمان * زهره كسب روشنى از زهرهء زهرا كند
فاطمه دخت محمد ( ص ) آنكه نور عارضش * خيره چشم اختران گنبد مينا كند
آفتاب برج عصمت گوهر دُرج عفاف * آنكه توصيف كمالش ايزد دانا كند
هامش
( 1 ) صخرهء صمّا : رك : 6 / 12
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 127 | احمد احمدى بيرجندى