تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
چون به گفتار آيد آن سرچشمهء فضل و كمال * چرخ گيرد خامه تا گفتار او انشا كند
گوهر والاى خلقت آنكه هاجر روز و شب * بندگى در درگه آن گوهر و الا كند
مريم پاكيزه دامن بين كه تحصيل عفاف * در حريم عصمت صدّيقهء كبرى كند
گر غبار دامنش بر دل نشيند ذرّه‌اى ، * چشم نابيناى دل را روشن و بينا كند
بر سر گردون اعلى پا نهد از برترى * همسرى چون با علىّ عالى اعلى كند
سايهء آن سرو رحمت گر فتد بر سر مرا * كى دگر دل آرزوى سايهء طوبى كند
رو بخر با جان و دل ، مهرش كه يابد سودها * هر كه با زهرا و فرزندان او سودا كند
ايكه گويى « بوى گل را از كه جوييم از گلاب » * دل چو دُر آويز جان اين نكتهء شيوا كند
چون هواى آن گل افتد در سرم دل جستجو * بوى آن گل از حريم زادهء موسى كند
زادهء موسى بن جعفر ( ع ) آنكه خاكش از صفا * ناز بر باغ بهشت و وادى سينا كند
عرصهء دريا مجال قطرهء ناچيز نيست * كى « رسا » طبعش تواند وصف آن دريا كند
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 128 | احمد احمدى بيرجندى