سرايى كردهاند . اين كتاب با مقدّمهاى در 17 صفحه و جمعا در 266 صفحه چاپ شده است . روى آوردن مؤلّف محترم به اين كار و رنج و زحمت فراوان او در گردآورى اين اشعار حاكى از اعتقاد راستين و باور خالصانهاش است . مضاف بر اين كه خود در سرودن اين گونه اشعار صاحب ذوق و استعداد است .
لواى حق
اى آسمان رحمت و بحر سخا على * وى داده عدل تو دو جهان را صلا على
ديباچهء فتوّت و ديوان معرفت * آيينهء فضيلت و گنج وفا على
گسترده تا كه پرتو مهرت چو آفتاب * پيشت يكيست سايهء شاه و گدا على
افراشتند بر سر گردون لواى حقّ * افراشت تا ولاى تو هر سو لوا على
پيش فروغ مهر تو از فرط روشنى * كس را نمانده دعوى چون و چرا على
تو مظهر خدايى و از كثرت وضوح * كردند اشتباه ترا با خدا على
هر كس خيال مهر تو از خاطرش گذشت * كى از كمند عشق تو گردد رها على
بردهست هر كسى به درى روى التجا * ما را به درگه تو بس است التجا على
هر چند با قضا نتوان پنجه كرد ليك * از ما به لطف خويش بگردان قضا على
ما را چه جاى آن كه دم از مدح تو زنيم * حقّ گفته است در حق تو هل اتى على
در حيرتم ز غفلت قومى كه كردهاند * با بودن تو بر دگرى اقتدا على
ما را چه غم ز بحر گناهست تا كه هست * همچون تويى به كشتى ما ناخدا على
بايد توام شفيع شوى ور نه روز حشر * جز التماس هيچ نيايد ز ما على
گر ما خلاف قول تو بسيار كردهايم * شرمندهايم زين عمل ناروا على
شايد كه بر جريده اعمال ما كشى * با دست بخششت قلم ما مضى على
در سوگ جانگداز تو لرزيد پشت عرش * برخاست از زمين و زمان بانگ يا على
اين ريشهء جهالت و اين رسم حقّ كشى * شد منتهى به واقعهء كربلا على
يا رب به حقّ احمد مرسل كه از شرف * همراه بود در شب معراج با على
يا رب به خون سرور آزادگان حسين ( ع ) * يا رب به عدل پادشه لا فتى على
گر درخور عطاى تو « وجدى » گنه نكرد * او را ببخش بر كرم مرتضى على