تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

رياضى يزدى ، سيّد محمّد على ( 1290 ه . ش . - )

سيّد محمّد على رياضى يزدى فرزند حاجى سيد ابراهيم از خاندان اهل علم در يزد متولّد شد . نام خانوادگى « رياضى » را در اين خاندان از آن سبب برگزيدند كه نام سيد رياض الدّين ، عارف بزرگ يزدى را كه از اين خاندان بود ، زنده نگاه دارند . رياضى در شعر طبعى روان و ذوقى لطيف دارد و انواع شعر ، مخصوصا مثنوى را نيكو مىسرايد . « 1 »

بت شكن

اى ماوراى حد تصوّر مقام تو * مريم كنيز و عيسى مريم غلام تو
تو روشنى روى خدايى و چون خداست * بالاى ماوراى تصوّر مقام تو
دست خدا و چشم خدا صورت خدا * تو بر خداى قائم و ما بر قوام تو
دون كلام خالق و فوق كلام خلق * نهج البلاغه آن ملكوتى كلام تو
هر صبحدم شعاع طلايى آفتاب * آيد ز آسمان پى عرض سلام تو
فرض است بر تمامى ذرّات كائنات * مهر تو و ولاى تو و احترام تو
ارض و سما به يمن وجود تو ثابتند * دائم بود مدار فلك بر دوام تو
روزى دهد خدا به همه خلق كائنات * از سفرهء ولايت و انعام عام تو
فردا حساب مؤمن و كافر تو مىكنى * برپا كند قيامت كبرى قيام تو
صد عمر خضر داده به صد چشمهء حيات * يك قطره آب كوثر و يك جرعه جام تو
صوم و صلوة رنگ خدايى به خود گرفت * زان خون كه رنگ كرده صلوة و صيام تو
در كعبه شد پديد و به محراب شد شهيد * قربان حسن مطلع و حسن ختام تو
هامش
( 1 ) . طنزسرايان ايران از مشروطه تا انقلاب ، ج 1 ، ص 355 .