بنده « 1 »
( - )
اى دل ز همه بهتر با مهر على سازيم
ترجيع بند
اى دل ز همه بهتر با مهر على ( ع ) سازيم * جان در ره اين مقصود مردانه در اندازيم
باشيم گداى او بر جمله سرافرازيم * در حلقهء مستانش با نغمه هم آوازيم
هر كس به كسى نازد ما هم به على نازيم
از دفتر عشق او حرفى به وَلا خوانديم * ديديم جمالش را لا حَول وَ لا خوانديم
زين آيت رحمت ما الا اللّه ولا خوانديم * توحيد سرايانيم گويندهء اين رازيم
هر كس به كسى نازد ما هم به على نازيم
تسبيح و نماز و صوم مر مردم مسجد را * دير و حرم و كعبه هم زائر و قاصد را
جنات و قصور و حور مزد عابد و زاهد را * با مهر و مه رويش با حور نپردازيم
هر كس به كسى نازد ما هم به على نازيم
ما را و سر كويش از كون و مكان خوشتر * ديدار مه رويش از هر دو جهان خوشتر
زنده شده از بويش هم از دل و جان خوشتر * خود از رخ اين معنى ما پرده براندازيم
هر كس به كسى نازد ما هم به على نازيم
ما خاك نشينان را منگر تو حقير پست * با ياد خدا شستيم از جملهء هستى دست
از جام هو الباقى گشتيم خراب و مست * از فرط نشاط و عشق چون مرغ به پروازيم
هر كس به كسى نازد ما هم به على نازيم
هامش
( 1 ) . نقل از ديوانى به نام بنده ( تهران ، 1375 ق ) احتمالا از عبد الرزّاق بيك دنبلى مؤلّف تذكرهء شعراى حدائق كه بنده تخلّص مىكرده است .