تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
باد صبا دامن كشان جيب هوا عنبر فشان * ريحان چو خط مهوشان هم رنگ زنگار آمده
لاله است اين خونين ورق يا لعل سوده در طبق * يا بر دمن عكس شفق زينسان نمودار آمده
بر فرق نسرين و سمن چتر شقايق شقه زن * جعد بنفشه پر شكن چون زلف دلدار آمده
شمشاد و سرو آخته قامت به ناز افراخته * مسكين تذرو و فاخته هر دو گرفتار آمده
سورى به سور اندر شده سوسن ز باغ‌آور شده * گل صاحب افسر شده بلبل به گفتار آمده
آن شيخ كز فرزانگى بودش ز مى بيگانگى * مستست از ديوانگى در كوى خمّار آمده
گل در شمر غواص شد سرو سهى رقّاص شد * عاشق به بزم خاص شد معشوق كردار آمده
مرغوله زن مرغ سحرگه ساز زير و گه زبر * و ز بىخودى طاووس نر هم نغمهء سار آمده
بلبل ز يكسو از شعف دارد نواى چنگ و دف * لحن چكاوك يك طرف با صوت مزمار آمده
صوفيست كافكند از صفا سجّاده بر روى هوا * يا پاره ابرى پر نوا بالاى كهسار آمده
چون زاهد خشك ابر بر جاى خود گه مستقر * گه چون قلندر در به در سيّاح سيّار آمده
گل را پى رفع عطش ابر است پيل آبكش * وز ريزش باران خوش باران سبك‌بار آمده
آتش فشان برق از هوا چون تيغ اهل نينوا * شبير مشرق را لوا هر دم نگون سار آمده
آواز رعد است آن چنان زهره شكاف و جانستان * يا شير حق نعره‌زنان در رزم كفار آمده
آن ناوك شست خدا شير زبر دست خدا * ساقى سرمست خداكش ما سوى عار آمده
شاهنشه عالم على بخشنده خاتم على * فخر بنى آدم على كز به دو سالار آمده
هم اول او هم آخر او هم باطن او هم ظاهر او * هم غايب او هم حاضر او بر جمله اطوار آمده
رايت فراز تيغ زن مرحب كش و حارث فكن * خندق‌جه و خيبرشكن كش نعت كرار آمده
جولانگر دشت احد خونريز عمرو عبدود * بس جان كشيد از كالبد تا غير فرار آمده
شير فلك در چنگ او چنگ پلنگ آونگ او * ببر بيان ز آهنگ او مسكين به زنهار آمده
هفت آسمان بىگفتگو كاه تك و هنگام پو * در زير ران حكم او چون خنگ رهوار آمده
يك مدح او بىچند و چون السابقون السابقون * يك هجو آن خصم زبون النار للعار آمده
سلمان مسلمان از دمش بوذر يكى رشح از يمش * قربان خاك مقدمش مقداد و عمّار آمده
در راه آن فخر عرب بردار شد با صد طرب * چيد از لبش تا يك رطب ميثم كه تمّار آمده
از بسكه با مدحش خوشم در مدح او حسّان و شم * و اينك ز طبع دلكشم مطلع به تكرار آمده
اى هفت بحر اخضرى رشحيت ز آثار آمده * نه خرمن نيلوفرى مشتيت ز انبار آمده
شاه غضنفر فر على ضرغام اژدر در على * قمقام موج‌آور على صمصام پيكار آمده
ديباى تقوى بر تنش برد ورع پيراهنش * جام ضمير روشنش مشكوة انوار آمده
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 194 | ابوالقاسم رادفر