ز خود شد قضا و قدر نااميد * قلم ، خط نسيان به گيتى كشيد دل قدرت از قدرتش آب شد * ز قدرش قدر در تب و تاب شد . . . « 1 » ( 1 ) . تذكرهء شاعران كرمان ، صص 249 - 253 ؛ نوبت زن كوى ساقى راجى كرمانى ، ص 8 .