تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

حياتى كرمانى ( اواخر سدهء 12 و اوايل سدهء 13 ه . ق . )

نامش بىبى حياتى و زوجهء نور عليشاه كرمانى بود . بعد از فوت وى به عقد ملّا محمّد خراسانى درآمد . وى از بزرگ‌ترين شاعره‌هاى قرن اخير ايران است كه در ارشاد و قواعد عرفان از رابعه گذرانيده و دفتر اشعارش بيش از ده هزار بيت است . وى علاوه بر شعر در نثر نيز استادى و مهارت داشته است و قدرت قلم وى در مقدّمهء ديوانش به خوبى نمايان است . . . شعر حياتى نيز حلاوتى خاص دارد خصوصا كه چاشنى عرفان و اخلاق بدان امتيازى و شورى درخور بخشيده است . . . ديوان كوچكى مشتمل بر 51 صفحه از او موجود است كه مسلّما جز اندكى از اشعار حياتى را شامل نيست . همين مقدار كه در واقع گزينه‌اى از ديوان اوست نشان دهندهء قدرت طبع و لطف ذوق اوست . . . اين گزينه شامل قطعه ، قصيده ، غزل ، ترجيع بند ، تركيب بند ، مسمّط ، مثنوى و رباعى است . پيروى و تقليد شاعر از استادان سلف همچون سعدى ، خواجو و صائب به وضوح مشهود است :
از رشتهء اميد نگرديده وا گره * تا دل نگشته بستهء آن زلف با گره
عهد بلى چو بست دلم رست از بلا * پيوند جان نمىشود از وصل ما گره
نگشود عقدهء دل بلبل در اين چمن * تا وا نكرد غنچه ز بند قبا گره
اى عندليب باغ تجرّد به بال شوق * بالاى هم زنى ز علايق چرا گره
بگشاى در هواى ثناى شهى جناح * كز مدح اوست غرقهء بحر فنا گره
در گلستان عقده گشاييش آمده است * پيوسته همچو بلبل دستان‌سرا گره
تا زير بال حكمت او بال و پر نزد * از بال جبرئيل نگرديده وا گره
كاف كمال و نون توانش به يكدگر * بست و گشود عقده امداد را گره
يعنى كه تا به هم گره كاف و نون نزد * بر صورت گره نشد ارض و سما گره